آقا بیا ...

شنبه, ۵ اسفند ۱۳۹۶، ۰۲:۲۵ ق.ظ

من از نگاه هوسناک و مست «آدم» ها  
من از بهشت تو بوی هبوط می شنوم

هزار و صد ... چه بدانم؟ ... هزار و سیصد سال؟
صدای عقربه را در سکوت می شنوم

دوباره مادرم از سر گرفته نجوا را
دوباره نام تو را در قنوت می شنوم



ببار ... خنده ی باران در آسمان خشکید
نیامدی و سبدهای یاسمان خشکید




به لب رسیده توانم، ولی چه جای گله؟
که خاک مملکتِ بی کسی  یلاخیز است

اگر وچود کسی مثل من تو را آزرد
به پای آمدنت، جان چقدر ناچیز است

در انتظار بهاری به وقتِ شرعی توست
زمین به وسعت تاریخ، غرق پاییز است


ببار ... خنده ی باران در آسمان خشکید
نیامدی و سبدهای یاسمان خشکید




 

  • . هـــــــــــارِب

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">